مثل کبریت کشیدن در باد ، دیدنت دشوار است
من که به معجزه ی عشق ایمان دارم ، میکشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد
هر چه بادا باد
|
اسفند ۱۸
مثل کبریت کشیدن در باد ، دیدنت دشوار است من که به معجزه ی عشق ایمان دارم ، میکشم آخرین دانه ی کبریتم را در باد هر چه بادا باد اسفند ۰۲
ضربه خفنی که چند ماه پیش به سیستم بانکی کشور خورد آنقدر عمیق بود که …. حالا جدای از این بازیا بهتره این خبر رو بشنوید که : سرمایه بانک ملت به ۲۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافت – سایت بانک ملت حالا از بانک صادرات ۳۰۰۰ میلیارد تومن اختلاس شد و به جرائت میشه گفت یقینا ۹۰ درصد سرمایه این بانک بوده و اگر صاحبان ۱۰ درصد از سرمایه بانک که جزء مشتریان این بانک بخواهند سرمایه خود را بیرون بکشند این بانک یقینا ورشکست میشد ، البته با کمک دولت و سایر بانک ها جلوی چنین چیزی گرفته میشد اما آگاه باشید که سرمایه خود را در کجا پس انداز میکنید. اسفند ۰۱
قبلا اشاره کردم که دوستان چه بلایی آوردند به سرم در روز انتخاب واحد و وقایع تا قبل از ساعت ۱۲ ثبت گردید… این پست حالا وقایع پس از ساعت ۱۲ این قسمت دکمه انتخاب واحداز اونجایی که دیگه جز ترم بوقی ها هستم و کُل سوراخ سُمبه های دانشگاه رو یک بار هم که شده افتتاح کردم یک جایی در درون دانشگاه بودم برای انتخاب واحد (البته بگم اولین ترم و آخرین ترم بود که اونجا انتخاب واحد کردم) . خلاصه پس ازاینکه از پیش جناب آموزشـ(ت) اومدم بیرون رفتم به این مکان مقدس و صفحه وبسایت دانشگاه رو اوردم بالا و در عین ناباوری در ساعت ۱۲:۰۱ هنوز دکمه “انتخاب واحد” غیر فعال بود. داشتم می خندیدم که احتمالا …. هستند و یادشون رفته فعالش کنن ، ۱۲:۰۵ شد ، هنوز هم هیچ خبری از فعال بودن گزینه انتخاب واحد نبود، سریع رفتم اتاق فناوری،داشتند چایی میل می فرمودند، گفتم که ” جناب ببخشید این دکمه انتخاب واحد غیر فعاله و ساعت ۱۲ برای ورودی های ۸۷ انتخاب واحد شروع میشود” یکیشون گفت : ” آقا سیستم اتوماتیکه و خودش ساعت ۱۲ فعال میشه” طرف فکر کرد من مثلا ۲سالمه ، گفتمش : ” جناب الان ۱۲:۰۷ دقیقس ، اگر فکر میکنید اتوماتیکه پس حتما ساعت سرورتون تنظیم نیست” وقتی دید دوریال بارمه گفت : ” باشه حالا به بچه ها میگم” دوباره رفتم پا سیستم، منتظر بودم ولی خبری نبود ، ۱۲:۱۳ دقیقه شد . رفتم اتاق مدیریت فناوری گفتم : “ببخشید چرا این دکمه انتخاب واحد فعال نیست؟ میشه یادآوریشون کنید فعالش کنن؟” گفتن؟ ” هنوز فعال نشده؟ باشه الان میگم چند لحظه دیگه فعال میشه” برگشتم و دیدم که بعله ، به سلامتی در ۱۲:۱۶ فعال گشت و اگر نمی رفتم پی اش شاید تا یک ساعت هم این تاخیر طول میکشید! البته بماند که در طرفای ساعت ۱۴ اینترنت سرور دانشگاه قطع شد و کلیه دانشجویان بیچاره ای که از خارج از دانشگاه می خواستند انتخاب واحد کنند پشت درای بسته ماندند و بنده هم برای ۷ ، ۸ نفر از دوستان آشنایان و بستگان واحد های استراتژیک و پُر درخواست را از درون دانشگاه اخذ کردم! خدایم ببخشاید! بهمن ۳۰
حالا ! بماند کجا نشسته بودیم!! فرمودند که : نه بابا ما دخل و خرجمون یکی شده متاسفانه!! گفتم که : بابا بیخیال!!؟ آخه سالی ۱۱ میلیارد تومن رو باهاش میشه یک شهر رو چرخوند آقای ….. فرمودند که : نه ببینید ما خرجامون زیاده ! مثلا تلفن دو ماهی ۸ میلیون تومن میاد ، آب ۲۰ میلیون ماهی ، برق ۸۰ میلیون …. گفتم که : تا جایی که اطلاع دارم هزینه ها با تعرفه مکان های آموزشی محاسبه میشه و تخفیف می خوره فرمودند : نخیر گفتم که : حالا واقعا درآمد یک سال چقدر است؟ فرمودند که : همون در حد ۱۱ میلیارد تومان گفتم که : میشه تراز مالی رو نشون نشریه بدید؟ فرمودند که : خیر ، محرمانست! اما بگم که ما حتی یک ریال هم سازمان مرکزی نمی فرستیم گفتم که : اینکه مشخصه نمی فرستید(!) ولی مگر حدودای درآمد رو نگفتید و نمیگید دخل و خرج نزدیک همه پس لزومی نداره که تراز مالی محرمانه باشه فرمودند که : باشه ولی نمیشه همکارم : سروش ، ادامه نده بهمن ۱۴
نیم ساعت مونده بود به انتخاب واحد و سیبیل تا سیبیل دانشجو اسیر و بدبخت و فایل بسته ایستاده بودن پشت پیشخوون آموزشـ(ت) و همچنان به آرامی “سوزن ته گردی” را که به دندان گرفته بود با دست گرفت و دو کاغذ را به هم رساند. ——— ۱۱:۲۸ صبح ————– من : آقای …. ببخشید میشه ببینین فایلم بستس یا نه؟ اون : ( هیچی ، نه صدایی و نه حرفی) ماشین دوخت : تــــَتتتَق ——— ۱۱:۳۴ صبح ————– من :معذرت می خوام چرا فایلم بستس؟ (به ادامه مطلب رجوع کنید(اگر ماییلید با خدمات دانش گا آشنا شوید)) دی ۲۹
توی یک جلسه ای نشسته بودم ، یک روانشناس داشت در مورد مسئله ای صحبت می کرد، ناگهان زنی میانسال حرفش را قطع کرد و گفت که : ” ما نسل سوخته ایم و قدیما هی میزدن تو سرمون و هرچی میشد میگفتن تقصیر شماست ، حالا هم که شما میگی هر کاری فرزندانتون میکنن تقصیر شماست ، نسل ما واقعا مظلومه و…” خواستم بلند شم بهش بگم : ” نسل سوخته و نسل بدبخت ما دهه شصتی هاییم که وقتی به کنکور رسیدیم ثبت نام کننده زیاد بود و پذیرش دانشگاه سراسری کم نسل سوخته ماایم که دردهه ۷۰ طرحی تصویب شد که ورودی های دانشگاه ۵۰درصد پسر و ۵۰درصد دختر به مساوات باشه ولی توی دهه ۸۰ نه تنها که از این قانون خبری نبود بلکه ورودی پسرها نسبت به دخترها ۴۰ به ۶۰ بود ! نسل بداقبال ماییم که تا همین چند وقت پیش سربازی ۱۸ ماه بود الان شده ۲۴ ماه و دلیلش هم کم بودن متولدین دهه هفتاده نسل نگون بخت ماییم که معافیت کفالت ، دوبرادری و … را برداشتند تا همه خدمت بروند اما در نسل شما سربازی را با ریال خریدند. نسل سوخته ماییم که تا داریم فارغ التحصیل میشیم زمزمه جنگ و نفت و … میاد و خدمت مقدسمون میافته توی جبهه اونم وسط آب! نسل بیچاره ماییم که کار گیرمون نمی آد و فشار نفت ۱۳۰ دلاری را عمیقا احساس می کنیم در حالی که شما با نفت ۷ دلاری زندگی ها کرده اید” اگر همه اینها را میخواستم بگویم ۶ نفر دیگه باید کمکم میکرد تا توجیه می کردم این جملات رو ، در همین حین ، ندایی درونی آمد که : ” بابا بیخیال ، تو که سوختی با همش ، اینم روش” عیب نداره ، اینم روش … دی ۲۷
این قسمت : سرور وبسایت وزین دانشگاه(این قسمت را با گویش دزفولی بخوانید(ضمن احترام به همه هموطنان دزفولی ولی قصد هیچگونه توهینی ندارم فقط بیان واقعیت هاست)) ۱: مَحَد علی! ۲: جونم یه یه! ۱: ساعت ۳ بیس ! سرور و خاموشش کُن مَخیم رُویم هوش!! ۲: باشه دایی (و ناگهان سرور دانشگاه خاموش می شود و صدها دانشجوی بدبختی که در حال نظاره فایلشان در سایت وزین دانشگاه بودند دیگر نمی توانند وارد آن شوند تا ۸ صبح فردا!!) اولین ایراد متخصصین هوشمند ۱سروش! به بچه های فناوری اطلاعات: ببینین دوستان گرامی ، درسته بومی کردن خوبه ولی نه به هر قیمتی ، شما می تونستید با ماهیانه ۸۰ دلار برای پرداخت به یک دیتاسنتر خارجی خوب و قراردادن سایتتان بر سرور های آنان علاوه بر اینکه یک سایت ۲۴ ساعته آنلاین داشته باشید می تونستید با بازدید همزمان ۲۰ هزار نفر رو هم پشتیبانی کنید . این در حالیه که شما با راه اندازی سرور داخلی و وصل کردن این سرور به دنیای نت با سرعت ۲مگابیت وقتی ۲ هزار نفر وارد سایتتان میشود سرور هنگ می کند. بومی سازی به هر قیمتی!!!؟ ایراد دوم : گفتید که اگر بر روی دیتاسنتر خارجی برود ممکن است نمرات دانشجویان سرقت شود و حتی دستکاری شود! در پاسخ باید گفت که امنیت هیچ سروری بطور ۱۰۰درصد تضمین نمیشود . یعنی اطلاعات شما مهم تر از اطلاعات و حساب های مردم ایران است که سرور های بانکی مثل بانک پاسارگاد بر روی دیتا سنترهای خارجی است و یا بانک های دولتی بر روی دیتاسنتر های معروف داخلی؟ خوب لاقل از یک دیتاسنتر داخلی استفاده می کردید. (یکی از اون دور میگه : ” ای حک کنن همین سرو فعلیتونو بخندیم” ، ببینید من نگفتم ، یکی گفت) از آقای حاتمی ، مسئول محترم فناوری اطلاعات که ایشان خودشان سری در سرها دارند خواهشمندم نسبت به تغییر سریع سرور اقدام کنند و با صرفه جویی های یک ریالی دانشجویان را در ایام انتخاب واحد دق ندهند. دی ۲۳
هنوز فقط ۳۰ سال از ریاست دکتر (!) جاسبی نگذشته بود که بدستور ۵ تن از هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی ( که این ۵ تن از اعضای دولتی هیئت امنا اند!!) ، آقای فرهاد دانشجو ( برادر کامران دانشجو ، کامران دانشجو= وزیر علوم) به عنوان رئیس جدید دانشگاه آزاد انتخاب شد . (لینک خبر – روزنامه شرق) . البته دانشگاه آزادیا ( دارودسته جناب آقای رفسنجانی ( زید ا… عزه!!)) بسیار مخالفت ورزیدند و آخر مگر می شود گوشت را دست گربه سپرد!!؟ و کش و قوس ها همچنان ادامه دارد. ____________________________________________________ پاورقی : ۵ نفر از دولتی های عضو هیئت امنا : متشکل از کامران دانشجو وزیر علوم، مرضیه وحیددستجردی وزیر بهداشت، فرهاد دانشجو و فریدون عزیزی ،حجتالاسلام محمدیان. (خوشم میاد دوستان همه دور همن) دی ۱۵
الان ۲روز قبل از امتحان ماشین مخصوصه و روز بعد از ماشین مخصوص امتحان دفاع مقدس دارم و هنوز نخوندمشون و باید دو تا تحقیق هم واسه این دو درس وزین ببرم و مثه خول و چل ها نشستم پشت سر مردم توی این وبلاگ حرف می زنم! اوه! به رقم استقبال میلیونی ملت دانشجو (لینک مرتبط) و همیشه در اینترنت ، بر آن شدم تا قسمتی دیگر را در این پنجشنبه خونین منتشر کنم! زبان نوشته از اینجا به بعد به سبک نوشته های خدا بیامرز ابولفضل بیعقی ست که من در اینجا بسیار از ایشان پوزش می طلبم (ولی کاریش نمیشه کرد!) بابا بیخیال (قسمت دوم) این قسمت : احسانُ الدوله سفاییُ المُلکنقل است در روزگاری بس دور، سرزمینی کهن، مکتب خانه ای بداشتندی بس نمایندگی مجاز در سراسر مرز و بوم بگستراند و شیتیل(۱) های بسیار از مکتب جویان بستانید. در یکی از آنها ، مکتب جویی بودندی بس سیریش(۲) و عاصی بکردندی هر مُلای مسئولی که در نمایندگی بودندی و اگر پشتش به جایی گرم نبودندی تا به حال یکصدان بار گردنش زدندی!! این مکتب جو کسی نبودندی جز احسان الدوله سفایی الملک که شیخ نبودندی اما مُلا امیر سروشین(۳) که این تاریخ بنگاشت وی را شیخ بخطابید! شیخ احسان کانکسی بداشت بس استراتژی که اگر رئیس شیخُ المکتب دست و پایش بسته نبودندی حاضر بودندی با لُودر از روی کانکس بگذردندی. شیخ احسان جزء نخستین کسان بودندی که بیاورد در بین عموم دانشجو ، کلمه ی ” صنفی دانشجویی” و بسیار سرش درد بکردندی برای شنا در جهت مخالف جریان مکتب خانه. و به ماند که چه ها کردندی و چه چابلوس بازیا درآوردندی و چه زیر آبی هایی زدندی! یک روز از امیران مکتب خانه به شیخ احسان گیر بداندی که : ” ما که دانیم تارنمای سوتی دز از آنِ توست! ” و شیخ احسان بسیار تکذیب بکردندی و بسیار فشار بیاورندی که شیخ به سطوح آمدندی و فریاد : ” بابا بیخیال(!)” سر بدادندی و بسی از کوره در برفتندی. مرحوم مُلا سروشین حسین زادگان که تاریخ این دوره را بنگاشت معتقد بودندی که هر خبری که در مکتب خانه بشُد حتما پای شیخ احسان در میان ببود . ____________________________________________ پاورقی : ۱- شیتیل : پول ، فلوس ، money ، ریال ۲- سیریش : کنه ، کسی که به چیزی گیر دهد ول نکند تا یا آن طرف بمیرد یا به خواسته اش برسد! ۳- مُلا سروشین حسین زادگان که در ۲۸ سالگی به ضرب ماهیتابه توسط منزل از دنیا برفتندی و بسیار بر مکان دفنش بین شیوخین عظیم اختلاف بیافتادندی و آن سوی رودخانه نشینان بگفتندی که مُلا را بدلیل فعالیت برای ما کُشتندی و سرانجام در باغچه خانه شان دفن بشُد.خداوندگانش بیامرزد ____________________________________________ دی ۰۸
سر صبح ساعت ۸ وارد روابط عمومی میشوم …. تق تق تق ، ( و به آرامی در را باز می کنم !) آقای استوان : به به ، جناب سروش حسین زاده مدیر مسئول سوتی دز!! من : توی دلم می گویم : کی من(!) ، بابا ولمون کُن! من : خوب هستید آقای استوان ، خدمت رسیدم تا …. ناگهان آقای دهدار وارد می شود و میگوید : –به به جناب سوتی دز! ، هم اومدی خبر جمع کنی ببری بزنی توی اون وبلاگت من: آقای دهدار گیر الکی نده ، من یعنی بیکارم بیام برم بزنم توی وبلاگ ، معلومه کار اون س.ع.ت بیکاره میره آپدیتش میکنه و ۲۴ساعت اینجا پلاسه … کارم که در روابط عمومی تمام شد وقتی که خداحافظی کردم آقای استوان گفت : –اما وبلاگ قشنگی داریا (منظور سوتی دز است) و من ماندم که چه بگویم ! اتاق دفتر فرهنگ اسلامی آقای فارغ : به به چطوری ، از اون وبلاگتون چه خبر !! سوتی دز!!؟ من : والا نمی دونم چند وقتیه نرفتم ، خبر جدیدش چی بود آقای فارغ؟ آقای فارغ : مال توئه از من می پرسی ؟ من : بابا بیخیال …………. و این داستان ادامه دارد …. ________________________________ زیر نوشت! : بنده شرمنده ام ولی با فشار گروه های بالا مجبور شدم اسم نیارم (ضمن عرض سلام به جناب صفایی بزرگ!!) ۱۳۹۰ چرک نوشته های یک سروش. wordpress themes
. |
Recent Comments